نمی دونم ازکجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو
نمی دونم چراقسمت می کنم روزهای خوبه زندگیمو
چرا تــــــــــو اوله قصه همه دوستم می دارن
وسط قصه میشه سر به سر مــن می زارن
تا می خواد قصه تموم شه همه تـــــــنهام می زارن
می تونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم
می تونم مثـــــــــل همه یه عشـــــق بادی بسازم
تا با یه نیش زبون بترکه و خــــــــراب بشه
تا بیان جمش کنن حبـــــــــاب دل ســـــــراب بشه
می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی
می تونم درست منم تــــــــــرس و دل و دلواپسی
می تونم دروغ بگم تــــا خودمو شیرین کنم
می تـــــونم پشت دلا قـــــــایم بشم کمین کنـــــــــم
ولی با این همه حـــــرفا باز منم مثل اونام
یه دروغـــــــــــــــــگو میشم و همیشه ورد زبونام
یه نفر پیدا بشه به مـــــــــن بگه چیکار کنم
با چه تیری اونی که دوسش دارم شــــــــــکار کنم
من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره
توی دنـــــیــــــــا اصلا عشق واقـــعــی وجود داره

میدونم از غصه پری، مثل دل من، شاپرک
هزار تا فرق با هم داریم ولی تو غصه مشترک
میدونم از عشق گلت دلت شکسته عزیزم
دل منم از غم یه نامهربون خورده ترک
من جای تو هر چی گله می بوسم و بو میکنم
تو هم به جای من برو تو خونه شون بکش سرک
بیا با هم دعا کنیم، تو واسه گل، من واسه اون
که هر جا هستن خوش باشن، من به درک، تو به درک

کف پایم زخمی است ودلم زخمی تر

ديشب غزلی سرود عاشق شده بود
با دست و دلی کبود عاشق شده بود
افتاد و شکست و زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود عاشق شده بود

. گفتي عاشقمي . گفتم دوستت دارم
.گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم
. گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم
.گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم . گفتم اگه تو بري با يكي ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم
............ گفتي ......... گفتم
حالا فكر كردي فرق ما ايناست ؟
! فرق ما اينه كه تــــــو دروغ مي گفتي ؟ مـــــــن راستشو مي گفتم


دیگه ازدست تو و ترانه هات خسته شدم
دیگه از شنیدن رنگ صدات خسته شدم
چه جوری بگم هنوز خیلی دوست دارم ولی
انگار از بیشتر از این بودن باهات خسته شدم
منی که عمر و زندگیم تو چشمای تـــو بود
باورت نمیشه از رنگ چشات خسته شدم
انقدر واست میمیرم واسه مــن تب می کنی؟
حق دارم از این دل بی اعتنات خسته شدم
تو خودت منو نخواستی مــن گناهی ندارم
از دس اون چشای دور از وفات خسته شدم
ای خدا اینو فقط من و تو و اون می دونیم
نشونم بده یه جور راه نجات خسته شدم


ديگه باورم شده، آره دوستم نداره
يكي از همين روزا، منو تنها ميذاره
آسمون مثل دلم، ابر و خاكستريه
بغض آسمون شكست، داره بارون ميباره
يكي گفت ديوونهاي، كه هنوز دوسش داري
دست من نيست به خدا، دلمه دوسش داره
تو برو نامهربون، برو و پيشم نمون
نارفيقي پيش تو، ميدونم كم ميآره
گفته بودي عاشقم، يه گل شقايقم
حيفِ گلهایی كه اون، توي دستات ميذاره
دل من چه مهربون، با دل سنگ تو بود
يه دل سنگي يه روز، رو دلت پا ميذاره
اما با صداي تو،همه چي يادم ميره
باز گناهه من چيه، دلمه دوست داره...

عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني تنهای... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من


چه خوب ميشد آه بکشيم براي درد آدمها
چه خوب ميشد ناله کنيم براي دلشکسته ها ![]()
چه خوب ميشدبغض بکنيم براي هر رهگذري![]()
چه خوب ميشد چاره باشيم براي بهونه ها ![]()
چه خوب ميشد رها بشيم از قيد هر پنجره اي
چه خوب ميشد سايه باشيم براي غريبه ها ![]()
چه خوب ميشد دلامونو پيوند نديم با غصه ها
چه خوب ميشد پيکي باشيم براي فاصله ها
چه خوب ميشد دعا کنيم براي هر پرنده اي
چه خوب ميشد طلوع باشيم براي عشق آدما![]()


قصه عشق من و تو، قصه همیشه تکرار
قصه تلخ جدایی، قصه یار دل آزار 
قصه مرگ شقلیق، توی گلدون غریبی
قصه رفتن بی من، گفتن خدا نگهدار
قصه دلی که از غم، واسه هیچکی نمی خونه
واسه او ساکت نشستن، بی صدایی شده تکرار
قصه عاشق خسته، کسی که هستیش و باخته
با همه خستگی و غم، هنوزم تشنه دیدار
قصه لیلی و مجنون، اما نه، لیلی نبوده
ولی تو چاه صداقت، مجنون همیشه بیمار
قصه ها یکی یکیشون، قصه غربت و درد
توی هر قصه دلی هست،که شده زخمی و بیمار
آخر قصه ما هم، قصه همیشگی شد
تو سفر کردی و رفتی، دل من مونده گرفتار

هـمه تـن بـا تــو بـــودم بــا تـو مانـدم
کــجـایـی دلِ من که ایــنـجــا بــی تــو ماندم
گــذشـتـی از کــنـارم کــجــایــی ای دل مــن
مــنـم آن کــس که دل را بــر تــو بــاخــتـــم
کجا رفتی چه شد بر من کجا بردی دل من
ندارم عادت که بی تــو بـمـانـم ای دل من
تـــو را خـواهـــم که ای دل بــمــانــی بــا من
کـــه بــر ایــن دل احــتــیـــاج دارم ای دل من
چــه شـــد بــرمــن کـــجـا رفـــتــم کـجا بودم
نــمـیـدانــم کــه بـا این دلکـجا رفـتـم کـجـا بودم
نـکـن گـــــریــه که ای دل بی تو من هـیچـم
تــو را خـواهــم کــه ای دل بــمانــی بـــا من
در ایـن عـالـم کــه ای دل بــــا تـو چه کردم
کجا بـردم کجا رفـتی کـه وای بر من چه کردم
هـمیـن دانـم که بـا تـو بـودم کجا رفـتی نـمیدانم
بـیـا بـرگرد ای دل تـو را خـواهـم ،بـمان با من
بـیـا ای دل کـه بـا هــم در ایــن کـوچـه بـگردیم
هـمـیـن جـا درایـن کوچه در این تاریکی بگردیم



عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست![]()
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست![]()
عاشقي مقدورهــــــــر عياش نيست![]()
غـــــــــــم کشيدن صنعت نقاش نيست![]()


يك روز داشتم از قبرستاني رد مي شم كه براي رفع خستگي روي يك تخته سنگي
نشستم داشتم اطراف رو نگاه مي كردم كه نوشته اي روي سنگ نظر م رو به
خودش جلب كردرفتم جلو تا اون نوشته رو بخونم ديدم نوشته اگر عاشق كسي
باشي كه بدون اون نتوني زندگي كني چيكار مي كني؟ من هم نوشتم مي رم از
خواهش مي كنم كه با من زندگي كنه....
بعد از او ن قبر ستان رفتم چند ي روز ي گذشت .كه من به صورت اتفا قي از
همون قبرستون رد شدم رفتم همون جاي قبلي براي استراحت . با خودم گفتم برم
يك سري به اون سنگ بزنم ديدم روي سنگ نوشته شده( اگر بري ازش خواهش
كني كه با تو زندگي كنه اما پدر مادرش مخالف با شند چكار مي كني ؟ )
نوشتم مي رو م خود كشي مي كنم ..
دوهفته اي گذشت با خودم گفتم برم ببينم باز م روي سنگ نوشته اي هست ؟
رفتم همون جا ديدم روي يك سنگ سفيدي نوشته شده (جوان نا كام كه براي ع ش ق
خود كشي كرده)...
واي خدايا يعني اين همون جوان بود كه ...
با خودم گفتم اي كاش نمي گفتم خود كشي .. چون هميشه يك راهي براي رسيدن به
عشق وجود داره....
بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود ...
اهـــل زمين نبود نمازش شکسته بود...
بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود...
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود ...
بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد نشسته بود...

اگر مى دانستى که چقدر دوستت دارم فراموشم نمى کردى
تمامى ذرات وجودم را خاک نمى کرد
اگر مى دانستى که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مى شستى
و اشکهايم را با دستان پاک مى کردی
اگر مى دانستى که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد
بر من مى دوختى تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاى يک عشق زمينى را با خود به عرش خداوند ببرم
اى کاش مى دانستى
اگر مى دانستى که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمى شکستى
اگر مى دانستى که چقدر دوستت دارم لحظه اى مرا نمى آزردى
که اين غريبه ى تــنـــهـــا جز نگاه معصومت پنجره اى
و جز عشقت بهانه اى براى زيستن ندارد
اى کاش مى دانستى
که چقدردوستت دارم...




میرومبا تــــو... ولی بی تــــــو...
در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم...
در دلم دلتنگی ام را...
در سکوتم حرفهای نگفته ام را...
در لبخندم غصه هایم را...
و حال که این زمان است ...
طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را هم ندارد ...
می روم ...
می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ...
خدا را می خوانم ...
خدایا.....
سرای محبت کجاست ...؟
ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...
چند روزی میروم...بی انگیزه تر از همیشه...
در جستجوی لحظه ای فراموشی...
اندکی هوای غیر از اینجا...
به هرکجا که آسمانش این رنگ نباشد...
میرومبا تــــو... ولی بی تــــــو...


آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم
تا فدای چشمای مثل بهار تـــــو کنم
می درخشی مثل یک تیکه جواهر توی جمع

من مثل شبای بی ســـــــــــــــــتاره سردوخیالم
خب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم


مثل دریابی قراری،نمی تونی بمونی
من چرا مثل یه برکه موندگارت بکنم


تو مثل قصه پر از خاطره هستی،نمی خوام
منه بی نشون تـــــــو رو نشونه دارت بکنم




با یه رنگ سرخ زیبا مثل قلب بیقرار 
بيقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست 
آه بيتاب شدن عادت کم حوصله هاست 
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب 
در دلم هستی و بين من و تو فاصله هاست 
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد ؟ 
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست 
بی تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است 
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست 
باز میپرسمت از مسئله دوری و عشق 
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست 


یک نصیحت
سعی کن تــنهـا باشی، زیرا تـنهـا به دنیا امدی و تـنهـا خواهی مرد
بگذار عظمت عشق رادرک نکنی
زیرا انقدر عطیم است که تو و هستی تو را نابود میکند
و اما... اگر عاشق شدی تنها یک نفر را دوست داشته باش
و پیمانت را محترم بشمارعشق پاک داشته باش
همانند قلب کودکی خالی از هر گونه گناه و زشتی
اگر دو جان داشتم یکی را به تو می بخشیدم
و دیگری را برایت فدا می کردم
همه چیزبرای من وتو می شکفد
واولین اندیشه جهان فقط می توانداز ان ما باشد
ما عاشقیم و بهشتبرای ما افریده شد
فقط برای من و تو.
***اگر تــنــهــا ترین تــــنــــهــــا شوم باز هم خدا هست***
